تبليغاتX
آسمانی
هر که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند .
 تا فيلم كوتاه اما گويا از 13 آبان دانشگاه فردوسي مشهد. از وبلاگ پرچمي در باد :

عكسها در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 20:17  توسط مهدی   | 

كلیپ سخنان حجت الاسلام  رسایی در مورد مسئله كردان - بهار 88 دانشكده علوم اداری دانشگاه فردوسی مشهد
تا منقضی نشده سریع دانلود كنید
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 19:2  توسط مهدی   | 


قبل از خواندن به این 3 نکته توجه کنید:
1. در این یادداشت از استثنائات صرفنظر شده است.
2. منظور از نخبگان در این متن نخبگان بریده از مردم می باشد.
3. سعی کنید متن را بدور از تعصبات جناحی مطالعه فرمائید.

اگر بخواهیم تقابل نخبگان و مردم را در انتخابات گذشته مورد بررسی قرار دهیم شاید بهتر باشد چند گام به عقب برگردیم. به اذعان بسیاری از نخبگان سیاسی انتخابات در ایران غیر قابل پیش بینی تر از سایر کشورهاست؛ بنظر می رسد دلیل اصلی این پیش بینی های نادرست جدایی نخبگان ( که ممکن است همان پیش بینی کنندگان نیز باشند) از قاطبه مردم باشد. تحلیلهایی که مبتنی بر تئوریهای اجاره ای سامان می گیرند و قواعد مردمی را در سیاست ایران لحاظ نمی کنند با خلق عباراتی مانند لزوم رای مردم لرستان به داماد خود و سخنانی از این دست نشان می دهند که اینگونه برآوردها که برخواسته از متن جامعه نباشند اشتباه خواهند بود.
البته این تلنگر به جامعه روشنفکری و نخبه سالار، قبل از این نیز نواخته شده بود. در انتخابات خرداد 76 حتی اصلاح طلبان نیز امکان پیروزی خاتمی با رای 20 میلیون را خارج از معادلات متداول  دانستند. آنها در چرائی موفقیت خاتمی راه را اشتباه رفته و دلیل اصلی موفقیت خاتمی را در شعارهای مربوط به آزادی و دموکراسی ارزیابی کردند. اما گذشت زمان نشان داد که مردم خاتمی را فقط بخاطر اینکه او را از جنس خود می دیدند انتخاب کردند. به همین خاطر بود که حمایتهای خاتمی در انتخابات بعد از سال 83 و ارائه لیستهایی با عناوینی چون یاران خاتمی برای اصلاح طلبان کارساز نشد. بطوری که بهزاد نبوي، نايب رييس مجلس ششم و عضو سازمان نامشروع مجاهدين انقلاب اسلامي ايران با اشاره به عدم توجه اصلاح طلبان به مردم می گوید:  من که نايب رييس مجلس هستم با ادعاي آنان که معتقدند مجلس ششم و دولت کاري نکرده اند، موافقم. چون مجلس ششم و دولت اصلاحات نتوانستند خواست و نظر مردم را محقق کنند. (شرق 29 مهر 82- ص 3).
در انتخابات سال 84 احمدی نژاد علیرغم گمنام بودن و تبلیغات اندک رای می آورد  . وی در دوران ریاست جمهوری خود بشدت مردمی عمل می کند و رضایت اکثریت مردم را بر رضایت اقلیت نخبگان (اعم از راست و چپ) ترجیح می دهد. تا قبل از وی مدیران نخبه مشخصه های خاص خود را دارند که با آمدن احمدی نژاد جایگاه و مرام مدیریتی آنها به خطر می افتد. سفرهای 60 استانی در 4 سال و دیدار نزدیک با مردم ، اتخاذ تصمیمات انقلابی در زمینه های مختلف(که خارج از معادلات نخبگان محافظه کارست) و رجعت به گفتمان امام که توسط برخی تندروی و تنش زایی به شمار می رود، تمام رشته های سیاستمداران بعد از جنگ را پنبه می کند. و همین کافی است تا جناح بندی بی سابقه ای پدیدار شود و رقبای سابق در کنار هم در برابر وی قرار گیرند. در واقع می توان ادعا کرد در انتخابات 88 صف بندی اصلی بین احمدی نژاد و موسوی ( یا سایر نامزدها) نبوده، بلکه بین مردم و تمام دولتمردان غیر مردمی  شکل می گیرد . و احمدی نژاد و موسوی فقط نمایندگان این دو جبهه به شمار می روند.  
در این انتخابات فاصله نخبگان با جامعه و شکاف آنها با مردم بار دیگر اثبات شد. بویژه مردمی که هرگز دیده نشدند آنهایی که در شهرستانهای کوچک و روستاها و در پائین شهرها زندگی می کنند و در معادلات سیاسی نخبگان به اتهام عوام بودن وزن بالائی نمی گیرند (همانهایی که در سال 76 انتخابشان رای به آزادی و دموکراسی لقب گرفت اما در سالهای 84 و 88 حمل بر حاکمیت پوپولیسم شد).
با آغاز رقابت های انتخاباتی تبلیغات پر هیاهوی موسوی صورت می گیرد و مانند کف روی آب سعی در رنگ کردن حقایق دارد. اما در این انتخابات نیز کاندیدایی که مردم او را از جنس خود می بینند انتخاب می شود. پیروزی احمدی نژاد در این دوره را می توان مظهر تام و تمام ورشکستگی روشنفکری سیاسی و نخبگان بریده از مردم برشمرد. این انتخابات نشان داد واژه هایی مانند " توسعه سیاسی"، "تحزب ، " جامعه مدنی " و ... و ابزارهایی مانند اینترنت ، ماهواره و رسانه های مطبوعاتی نقش اصلی را در انتخابات ایران بازی نمی کنند.
هم اکنون که فضای احساسی بعد از انتخابات در حال فروکش کردن است بهتر است برخی نخبگان بجای پرداختن به مسائل حاشیه ای و واهی سعی کنند در حقایق انتخابات گذشته عمیقتر شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 15:31  توسط مهدی   | 

 

امام خمینی :
اما اشتباهي كه ما كرديم اين بود كه به طور انقلابي عمل نكرديم و مهلت داديم به اين قشرهاي فاسد، و دولت انقلابي و... هيچ يك از اينها عمل انقلابي نكردند و انقلابي نبودند. اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و روساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزب هاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و روساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم و چوبه هاي دار را در ميدان هاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمت ها پيش نمي آمد.  
  من از پيشگاه خداي متعال و از پيشگاه ملت عزيز عذر مي خواهم، خطاي خودمان را عذر مي خواهم. ما مردم انقلابي نبوديم، دولت ما انقلابي نيست، ارتش ما انقلابي نيست، ژاندارمري ما انقلابي نيست، شهرباني ما انقلابي نيست، پاسداران ما هم انقلابي نيستند، من هم انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مي كرديم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام مي كرديم، يك حزب و آن "حزب الله" حزب مستضعفين، و من توبه مي كنم از اين اشتباهي كه كردم و من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 13:50  توسط مهدی   | 

شعری از مقام معظم رهبری در وصف ناشنوایان:

ما خيل بندگانيم ما را تو مي‌شناسي
هر چند بي‌زبانيم، ما را تو مي‌شناسي

ويرانه‌ئيم و در دل گنجي ز راز داريم
با آنكه بي‌نشانيم، ما را تو مي‌شناسي

با هر كسي نگوئيم راز خموشي خويش
بيگانه با كسانيم ما را تو مي‌شناسي

آئينه‌ايم و هر چند لب بسته‌ايم از خلق
بس رازها كه دانيم ما را تو مي‌شناسي

از قيل و قال بستند، گوش و زبان ما را
فارغ از اين و آنيم ما را تو مي‌شناسي

از ظن خويش هر كس، از ما فسانه‌ها گفت
چون ناي بي‌زبانيم ما را تو مي‌شناسي

در ما صفاي طفلي، نفسرد از هياهو
گلزار بي‌خزانيم ما را تو مي‌شناسي

آئينه‌سان برابر گوئيم هر چه گوئيم
يكرو و يك زبانيم ما را تو مي‌شناسي

خطّ نگه نويسد حال درون ما را
در چشم خود نهانيم ما را تو مي‌شناسي

لب بسته چون حكيمان، سر خوش چو كودكانيم
هم پير و هم جوانيم ما را تو مي‌شناسي

با دُرد و صاف گيتي، گه سرخوش است گه غم
ما دُرد غم كشانيم ما را تو مي‌شناسي

از وادي خموشي راهي به نيكروزي است
ما روز به، از آنيم ما را تو مي‌شناسي

كس راز غير، از ما نشنيد بس «امينيم»
بهر كسان امانيم ما را تو مي‌شناسي

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 19:41  توسط مهدی   |