X
تبلیغات
آسمانی

آسمانی
هر که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند .
لینک دوستان

هفته نامه پنجره: 
سریال «هوملند» یا «میهن» یک نماد است؛ نماد جریانی که طی سالها در سینما، تلویزیون و اساسا سیستم فرهنگی غرب و به ویژه آمریکا نزج یافته. گفت وگو با هاوارد گوردون رمزگشایی از این نماد است.

گفت‎وگو با هاوارد گوردون تهیه‎کننده ارشد کمپانی فاکس که تولید سریال‎ ضد‎ایرانی «میهن» را در کارنامه دارد، چندان آسان نبود. او شخصیتی به‎شدت حساس و تا حدودی محافظه‎کار دارد که فضای رسانه‎ای ایران را رصد می‎کند. وی شروط و مقدمات ویژه‎ای برای قبول گفت‎وگو مطرح می‎کرد. در آغاز حتی تصریح کرد که بعد از درخواست گفت‎وگو از سوی من، نامم را در میان رسانه‎‎های فارسی زبان جستوجو کرده تا با مواضعم آشنا شود و در حین انجام مصاحبه به‎تعبیر خودش به‎خوبی می‎دانست که «مواضعی رادیکال» علیه او و همکارانش دارم. 

از این همه وسواس و دقت برای انجام گفت‎وگویی مطبوعاتی حیران شدم؛ وسواسی که تا پایان پروسه انجام این گفت‎وگو که از طریق ارتباط ایمیلی و در بازه‎ای نزدیک به چهار روز انجام شد، ادامه داشت و به آنجا رسید که پس از ارسال تاییدیه نهایی مصاحبه -که به‎صورت فارسی تنظیم و برای ما ارسال شد- تاکید کرد: «این مصاحبه فقط برای هفته‎نامه پنجره است و شرطم این است که حتی به‎صورت بازنشر و گزیده هم در رسانه‎‎های دیگر در ایران انعکاسی نداشته باشد».

البته که این شرط عجیب و تا حد زیادی غیرقابل اجراست اما همین هم نشان از تصور متفاوت گوردون نسبت به فضای رسانه‎ای ایران دارد. از انصاف به دور است اگر نگوییم که این مصاحبه جز با سعه‎ صدر، دقت‎ نظر و همراهی گوردون با رسانه‎ای که می‎دانست به‎شدت منتقد عملکرد اوست، به سرانجام نمی‎رسید. 

اشراف او که برای انجام این مصاحبه از چند مشاور فارسی‎‎زبان کمک می‎گرفت نسبت به فضای فرهنگی و سیاسی ایران در مواردی فراتر از انتظار بود. مصاحبه را بخوانید تا شاید تصوری واقعی‎تر از فعالیت رقیبان ایران در میدان تقابلات فرهنگی و رسانه‎ای در سطح جهان به‎دست آورید.  (بقیه در ادامه مطلب)


برچسب‌ها: هالیوود, جنگ نرم, جنگ فرهنگی, سریال میهن, ایران هراسی
ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ] [ 20:21 ] [ مهدی ]

ابا عبدالله الحسین (ع) شهید تاویل است. امیر (ع) هم شهید تاویل است. مشهور است که می گفتند: «حسین قُتلَ بِسیف جدّه» ، دین جد حسین را چنان تفسیر کردند که طبق آن، حسین (ع) باید شهید شود و اهل بیت او هم اسیر گردد. با حکم جدش باید مثله شود! وقتی به واقعه کربلا دقت کنید، می بینید که ابن زیاد (لعنت الله علیه) می گوید من نذر کرده ام که بر پیکر حسین اسب بتازانم! در اسلام داریم که «لا نذر الا لله» یعنی ابن زیاد ملعون، اسب دواندن به پیکر ابا عبدالله الحسین (ع) را به قصد قربت انجام داده است! در ادامه نقل شده که به عمر بن سعد (لعنت الله علیه) می گوید: هر چند می دانم اگر بر پیکر کسی که از دنیا رفته است، اسب بدوانم او چیزی احساس نمی کند، اما چون نذر کرده ام مجبورم این کار را بکنم تا کفاره بر گردنم نباشد!  ملاحظه می کنید چطور با نقاب دین عمل می کرده اند، همه اش به نام دین و احکام و نذر و کفاره و این ادبیات است...

این دین باید صاحبی داشته باشد یا نه؟ تو کیستی که با دین تلاعب می کنی؟ آیا این دین صاحب ندارد که عده ای آمده اند دارند با دین بازی می کنند؟! می گوید اگر اسب می دوانی باید آنطور که من نذر کرده ام این کار را بکنی! «فأوطى‏ء الخيل صدره و ظهره»، یعنی بعد از اینکه بر سینه او اسب دواندی باید جنازه را بچرخانی و بر پشت او هم اسب بدوانی! ولی الله الاعظم تکه تکه شود، و خدا فقط تماشا کند؟ پیامبر (ص) بعد از اینکه قضایای کربلا را از جبرئیل شنیدند، از وی پرسیدند که خدا بعد از این جنایت با امت من چه خواهد کرد ؟ جبرئیل در پاسخ گفت: یا رسول الله (ص) امت تو تا قیامت تکه تکه خواهند شد. تکه تکه خواهند شد چون امامشان را تکه تکه کردند. هر زخمی که به ابا عبدالله (ع) زدند اثری داشت در شوربختی آنها، نقل کرده اند که بعد از شهادت حضرت (ع) هر سنگی را که بر می داشتند از زیر آن سنگ خون می جوشید. یعنی به امت اعلام می شود که دوران خونباری در پیش روی شما خواهد بود...

اصل قضیه از کجا نشئت گرفت که در کربلا به امام حسین (ع) می گفتند: «به آب نگاه کن که چقدر زلال و شفاف است، این آب را به سگان و خوکان بیابان می دهیم اما به تو نمی دهیم، تو باید بروی و از حمیم جهنم بخوری»! چرا این حرف را می زدند، چون می گفتند حسین خارجی است، یعنی بر علیه امام زمان خود خروج کرده است، کدام امام زمان منظورشان بود؟ یزید بن معاویه!

... می بینید چقدر زیبا مفاهیم دینی را به استخدام در می آوردند. وقتی عمر سعد می خواست به سوی حسین حمله کند این عبارت را خطاب به لشکرش می گوید: «ارکبوا خیل الله بسم الله»، یعنی ای خیل خدا با نام خدا سوار مرکبهایتان شوید. تماما اصطلاحات دینی است که استعمال می شود...

تو هم با اصول به کربلا برو، با اصول عزاداری کن، با اصول بیا در خیابان و دسته جات عزاداری. چه کسی به تو  اجازه می دهد که هفتاد اسب را به خیابان بیاوری؟ این مذهب مگر بدون صاحب است؟  تراث شیعه صاحب ندارد؟ این عزاداری بی صاحب است؟ اینقدر عزاداری باید بیافتد دست جاهلان؟ زحمت 1400 ساله علمای شیعه را باید بدهیم دست چند نفر آدم جاهل؟ بدهیم دست چند نفر که اسب بازی بکنند؟ همیشه در ماه محرم یک جمعه خالی است، بازار هم تعطیل است، چه کار کنیم؟ بیائیم اسب بازی کنیم! با هفتاد، هشتاد اسب وارد شهر شویم که مثلا داریم شبیه خوانی ورود به کربلای امام حسین (ع) را انجام می دهیم! بقیه هم خیال می کنند، سیرک است که اینقدر حیوانات را جمع کرده اند. آخر عقل تو قد نمی دهد که این آداب شکلی را نباید افزایش بدهی، بلکه باید روی معرفت این جماعت عزادار کار کنی. چقدر می خواهی آداب شکلی را بیشتر کنی؟ حضرت فرمود: «اولکم اولکم معرفتاً» در بین شما کسی در نزد ما اول است که معرفتش بالاتر باشد.

قسمتی از سخنرانی  آیت الله سید حسن سید عاملی 


برچسب‌ها: عزاداری, امام حسین, ع, تاویل, عاشورا
[ دوشنبه دوم دی 1392 ] [ 14:11 ] [ مهدی ]
آغاز ایام سوگواری حضرت اباعبدالله حسین (ع) گرامی باد

ذوالجناحا از چه خود را باختی           با کدامین غم چگر بگداختی

ذوالجناح ای حامل عرش خدا               حجت حق را کجا انداختی

قاصد خونین چرا دیر آمدی              عاشقان را خانه ویران ساختی

در شهادت گاه گم گشتی مگر             یا تو راه خیمه را نشناختی

جان به قربانت که با قربان عشق            تا به منزلگاه جانان تاختی
[ پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 ] [ 11:43 ] [ مهدی ]
چه کار کنیم بعد از عید فطر هم از فیوضات ماه مبارک رمضان بهره مند شویم؟

همان روالی که در ماه رمضان  داشتیم رو ادامه بدیم.
همچنان روزه باشیم.

بقول علما افطار واقعی مومن لقا الله است.

[ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ] [ 23:45 ] [ مهدی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.
------------
مهدی عبدی هستم فارغ التحصیل کارشناسی ارشد حسابداری از دانشگاه فردوسی مشهد
مطالب قبلی
امکانات وب